اهورامزد ” مهرگان وآبانگان واسپندگان”

اهورا ، كمي فقط كمي ، اگر ماهها و فصل ها ورق بخورند در باد ، در مي‌يابي در جنگلي جان يافته‌ايي كه جنب” جهان “ي است كه در آن « راستي » گناه است و دروغ و ريا پناه ! و از پي آن هم ، نيكي كردن و نيك زيستن بسيار مشكل و بدي كردن و بد زيستن بسيار مسهل !

اما اي آتش زمستان من ، بپذير از پدرت كه آن دشواري ” به ” و دل نشين‌تر از اين دروغ ياريست! زيرا طعم و مزه آن دشواري را هيج يك از نعمتهاي خداوند ندارند و نخواهند داشت چون جز نيكي و راستي ، هر چيز ، همه چيز طعمي دارند كه نسبي ، توجيه پذير و قابل تفسير‌اند. شايد لطف شان بپنداري‌ ، قهر باشند يا اينكه ترش‌شان بداني اما شيرين باشند.

تنها ” نيكي ” ست كه طعم اش شيرين است بی هيج تعارف يا تعريفی!!

حتي اگر چون من ، در نيكي ورزيدن به افراط ، شهره گردي به « ساده انساني » كه خلق از آن معناي « خريت » لحاظ كنند . باز در افراط نيكي ، افراط ورز كه اين پيش خداي رب العالمين آنی ملحوظ خواهد شد كه اصل و ذات « خر » است و آن جزء عظمت و بزرگي نيست .

ببين اين واژگان را : « خروار وخرگاه و خرمن و خرگوش »

با فزونی تلاش ات براي نيكي كردن و نيك زيستن ، يقينا صاحب معاشي خواهی شد كه از شيريني كامت شراب غبطه برد و جام حسد ورزد.

بهاريَه اي به بهانه بهار

پاسخ دهید