من نيز چون بسياري دگر شوريده نثر و نظم ادب پارسي ام، آمده ام به وب نشيني “ورد پرس”،اين مهربان ميزبان سال و ماه، تا كه شايد برهاند م از اين همه درد و” دِپرس”ي كه گريبانم دريده است…!

دانش آموخته مكتب تهرانم كه در رشته رهبري كار وپيشه (همان كه غربي ها) مديريت مي نامندش،تحصيل كرده ام ! تبِ اين دانش بالا گرفت و تا قاف ولنجك م برد به مهماني مكتب ِ”ملي”! از آنجايي كه قاف نشيني چنان جايي در چنته ام نبود از چم ِ چموش”اوين” گريختم و به پي و پشت خويش ننگريستم تا به خانقاه ِ ژورناليستان فكندم رحل خويش را ! چه خوش فتادني نازنيان !!!

در اندك زماني همراه نهضت دوم خرداد دويدم برمرغزار مطبوع مطبوعات! و تا زماني كه اين نهضت با گروههاي بيست گانه اش چون جگرِزليخا به نزع نيافتاده بود كار وبارمان بد نبود ! از اين پس بود كه با نوستالژي آن دوران گاهي بر”وب”و گاهي هم بر باد شديم!چنان كه اكثر دوستان آن دوران؛ يا درغربت غرب اند كه بر”وب”اند ! يا دروطن خويشن غريب اند كه بي”وب”اند حتيّ…!

واين بار تبّ ديگري بالا گرفته است…تبّ ِ رسانه شناسي ! تبيّ كه به ترمَي چند به سقف ميرسد ! زكيَ! طاق فرهيختگي!!!

يك پاسخ برايش بگذاريد